امروز : دوشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۶
تاریخ : ۱۳۹۵/۰۲/۱۱ - ۱۱:۴۶ ذخیره فایل ارسال به دوستان

مروری بر زندگانی شهید مطهری + طرح

۱۲ اردیبهشت سال ۱۳۵۸ یاداور شهادت مظلومانه استاد شهید مطهری است که با خدمات شبانه روزی خود خدمت بزرگی به اسلام وانقلاب جمهوری اسلامی ایران کرده است.

به گزارش نبض سحر، استاد شهید آیت الله مطهری در ۱۳ بهمن ۱۲۹۸ هجری شمسی در فریمان واقع در ۷۵ کیلومتری شهر مقدس مشهد در یک خانواده اصیل روحانی چشم به جهان می گشاید. پس از طی دوران طفولیت به مکتبخانه رفته و به فراگیری دروس ابتدایی می پردازد.

در سن دوازده سالگی به حوزه علمیه مشهد عزیمت نموده و به تحصیل مقدمات علوم اسلامی اشتغال می ورزد. در سال ۱۳۱۶ علیرغم مبارزه شدید رضاخان با روحانیت و علیرغم مخالفت دوستان و نزدیکان، برای تکمیل تحصیلات خود عازم حوزه علمیه قم می شود در حالی که به تازگی موسس گرانقدر آن آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی دیده از جهان فروبسته و ریاست حوزه را سه تن از مدرسان بزرگ آن آیات عظام سید محمد حجت، سید صدرالدین صدر و سید محمد تقی خوانساری به عهد گرفته اند.
در دوره اقامت پانزده ساله خود در قم از محضر مرحوم آیت الله العظمی بروجردی (در فقه و اصول) و حضرت امام خمینی ( به مدت ۱۲ سال در فلسفه ملاصدرا و عرفان و اخلاق و اصول) و مرحوم علامه سید محمد حسین طباطبائی (در فلسفه : الهیات شفای بوعلی و دروس دیگر) بهره می گیرد. قبل از هجرت آیت الله العظمی بروجردی به قم نیز استاد شهید گاهی به بروجرد می رفته و از محضر ایشان استفاده می کرده است. مولف شهید مدتی نیز از محضر مرحوم آیت الله حاج میرزا علی آقا شیرازی در اخلاق و عرفان بهره های معنوی فراوان برده است. از اساتید دیگر استاد مطهری می توان از مرحوم آیت الله سید محمد حجت ( در اصول) و مرحوم آیت الله سید محمد محقق داماد (در فقه) نام برد. وی در مدت اقامت خود در قم علاوه بر تحصیل علم، در امور اجتماعی و سیاسی نیز مشارکت داشته و از جمله با فدائیان اسلام در ارتباط بوده است. در سال ۱۳۳۱ در حالی که از مدرسین معروف و ازامیدهای آینده حوزه به شمار می رود به تهران مهاجرت می کند.

در تهران به تدریس در مدرسه مروی و تألیف و سخنرانیهای تحقیقی می پردازد. در سال ۱۳۳۴ اولین جلسه تفسیر انجمن اسلامی دانشجویان توسط استاد مطهری تشکیل می گردد. در همان سال تدریس خود در دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران را آغاز می کند. در سالهای ۱۳۳۷ و ۱۳۳۸ که انجمن اسلامی پزشکان تشکیل می شود .استاد مطهری از سخنرانان اصلی این انجمن است و در طول سالهای ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۰ سخنران منحصر به فرد این انجمن می باشد که بحثهای مهمی از ایشان به یادگار مانده است.
کنار امام بوده است به طوری که می توان سازماندهی قیام پانزده خرداد در تهران و هماهنگی آن با رهبری امام را مرهون تلاشهای او و یارانش دانست. در ساعت ۱ بعد از نیمه شب روز چهارشنبه پانزده خرداد ۱۳۴۲ به دنبال یک سخنرانی مهیج علیه شخص شاه به وسیله پلیس دستگیر شده و به زندان موقت شهربانی منتقل می شود و به همراه تعدادی از روحانیون تهران زندانی می گردد. پس از ۴۳ روز به دنبال مهاجرت علمای شهرستانها به تهران و فشار مردم، به همراه سایر روحانیون از زندان آزاد می شود.
پس از تشکیل هیئتهای موتلفه اسلامی، استاد مطهری از سوی امام خمینی همراه چند تن دیگر از شخصیتهای روحانی عهده دار رهبری این هیئتها می گردد. پس از ترور حسنعلی منصور نخست وزیر وقت توسط شهید محمد بخارایی کادر رهبری هیئتهای موتلفه شناسایی و دستگیر می شود ولی از آنجا که قاضی یی که پرونده این گروه تحت نظر او بود مدتی در قم نزد استاد تحصیل کرده بود به ایشان پیغام می فرستد که حق استادی را به جا آوردم و بدین ترتیب استاد شهید از مهلکه جان سالم بدر می برد. سنگینتر می شود. در این زمان وی به تألیف کتاب در موضوعات مورد نیاز جامعه و ایراد سخنرانی در دانشگاهها، انجمن اسلامی کردن محتوای نهضت اسلامی پزشکان، مسجد هدایت، مسجد جامع نارمک و غیره ادامه می دهد.

به طور کلی استاد شهید که به یک نهضت اسلامی معتقد بود نه به هر نهضتی، برای اسلامی کردن محتوای نهضت تلاشهای ایدئولوژیک بسیاری نمود و با اقدام به تأسیس حسینیه ارشاد نمود و با کجرویها و انحرافات مبارزه سرسختانه کرد. در سال ۱۳۴۶ به کمک چند تن از دوستان اقدام به تأسیس حسینیه ارشاد نمود به طوری که می توان او را بنیانگذار آن موسسه دانست. ولی پس از مدتی به علت تکروی و کارهای خودسرانه و بدون مشورت یکی از اعضای هیئت مدیره و ممانعت او از اجرای طرحهای استاد و از جمله ایجاد یک شورای روحانی که کارهای علمی و تبلیغی حسینیه زیر نظر آن شورا باشد سرانجام در سال ۱۳۴۹ علیرغم زحمات زیادی که برای آن موسسه کشیده بود و علیرغم امید زیادی که به آینده آن بسته بود در حالی که در آن چند سال خون دل زیادی خورده بود از عضویت هیئت مدیره آن موسسه استعفا داد و آن را ترک گفت.

در سال ۱۳۴۸ به خاطر صدور اعلامیه ای با امضای ایشان و حضرت علامه طباطبایی و آِیت الله حاج سید ابوالفضل مجتهد زنجانی مبنی بر جمع اعانه برای کمک به آوارگان فلسطینی و اعلام آن طی یک سخنرانی در حسینیه ارشاد دستگیر شد و مدت کوتاهی در زندان تک سلولی به سربرد. از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۱ برنامه های تبلیغی مسجدالجواد را زیر نظر داشت و غالباً خود سخنران اصلی بود تا اینکه آن مسجد و به دنبال آن حسینیه ارشاد تعطیل گردید و بار دیگر استاد مطهری دستگیر و مدتی در بازداشت قرار گرفت. پس از آن استاد شهید سخنرانیهای خود را در مسجد جاوید و مسجد ارک و غیره ایراد می کرد. بعد از مدتی مسجد جاوید نیز تعطیل گردید. در حدود سال ۱۳۵۳ ممنوع المنبر گردید و این ممنوعیت تا پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داشت. اما مهمترین خدمات استاد مطهری در طول حیات پر برکتش ارائه ایدئولوژی اصیل اسلامی از طریق درس و سخنرانی و تألیف کتاب است. این امر خصوصاً در سالهای ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۷ به خاطر افزایش تبلیغات گروههای چپ و پدید آمدن گروههای مسلمان چپ زده و ظهور پدیده التقاط به اوج خود می رسد. گذشته از حضرت امام، استاد مطهری اولین شخصیتی است که به خطر سران سازمان موسوم به « مجاهدین خلق ایران » پی می برد و دیگران را از همکاری با این سازمان باز می دارد و حتی تغییر ایدئولوژی آنها را پیش بینی می نماید. در این سالها استاد شهید به توصیه حضرت امام مبنی بر تدریس در حوزه علمی قم هفته ای دو روز به قم عزیمت نموده و درسهای مهمی در آن حوزه القا می نماید و همزمان در تهران نیز درسهایی در منزل و غیره تدریس می کند. در سال ۱۳۵۵ به دنبال یک درگیری با یک استاد کمونیست دانشکده الهیات! زودتر از موعد مقرر بازنشسته می شود. همچنین در این سالها استاد شهید با همکاری تنی چند از شخصیتهای روحانی، «جامعه روحانیت مبارز تهران » را بنیان می گذارد بدان امید که روحانیت شهرستانها نیز به تدریج چنین سازمانی پیدا کند.

گرچه ارتباط استاد مطهری با امام خمینی پس از تبعید ایشان از ایران به وسیله نامه و غیره استمرار داشته است ولی در سال ۱۳۵۵ موفق گردید مسافرتی به نجف اشرف نموده و ضمن دیدار با امام خمینی درباره مسائل مهم نهضت و حوزه های علمیه با ایشان مشورت نماید. پس از شهادت آیت الله سید مصطفی خمینی و آغاز دوره جدید نهضت اسلامی، استاد مطهری به طور تمام وقت درخدمت نهضت قرار می گیرد و در تمام مراحل آن نقشی اساسی ایفا می نماید. در دوران اقامت حضرت امام در پاریس، سفری به آن دیار نموده و در مورد مسائل مهم انقلاب با ایشان گفتگو می کند و در همین سفر امام خمینی ایشان را مسؤول تشکیل شورای انقلاب اسلامی می نماید. هنگام بازگشت امام خمینی به ایران مسؤولیت کمیته استقبال از امام را شخصاً به عهده می گیرد و تا پیروزی انقلاب اسلامی و پس از آن همواره در کنار رهبر عظیم الشأن انقلاب اسلامی و مشاوری دلسوز و مورد اعتماد برای ایشان بود تا اینکه در ساعت بیست و دو و بیست دقیقه سه شنبه یازدهم اردیبهشت ماه سال ۱۳۵۸ در تاریکی شب در حالی که از یکی از جلسات فکری سیاسی بیرون آمده بود یا گلوله گروه نادان و جنایتکار فرقان که به مغزش اصابت نمود به شهادت می رسد و امام و امت اسلام در حالی که امیدها به آن بزرگمرد بسته بودند در ماتمی عظیم فرو می روند. سلام و درود خدا بر روح پاک و مطهرش.

گزیده‌ای از بیانات آیت‌الله خامنه‌ای در بزرگداشت شهید مطهری

در مورد شخصیت شهید مطهری که سخن هم در این باره زیاد گفته شده، من به این جمله اکتفا می‌کنم که ایشان در دو جبهه و به اعتباری در سه جبهه، به مبارزه‌ی دشوار و توانگیری سرگرم بود و عمرش را به این مبارزه گذراند و واقعا همان‌طور که عده‌ای از دانشجویان یکی از دانشگاهها که نمی‌دانم کدام یکی از دانشگاهها بود، تشخیص داده بودند در چند سال پیش و تابلویی درست کرده بودند این آیه شریفه «الذین یبلغون رسالات الله و یخشونه و لا یخشون احدا الا الله» را روی آن نوشته بودند و به مرحوم استاد شهیدمان تقدیم کرده بودند، ایشان مصداق این آیه بود. یک روزی در منزل ایشان دیدم با خط خوش نستعلیقی این تابلو را گذاشتند در یک طاقچه‌ای، قبلا ندیده بودم، تعریف کردم از تابلو و این آیه ایشان گفتند بله این را دانشجوها برای من فرستادند و من خجالت می‌کشم این را بگذارم توی طاقچه. چون شاید در این اشاره‌ای به این است که می‌خواستند من را مصداق این بدانند و تواضع می‌کرد ایشان و می‌گفت من مصداق این آیه نیستم اما قطعا ایشان مصداق این آیه بود؛ و مبارزه می‌کرد.
جامعه‌ی ما و انقلاب ما بر اساس همان پایه‌هایی بنا شده که در معرفی شهید مطهری از اسلام دیده می‌شود و فهمیده می‌شد و لذاست که شما می‌بینید امروز آنی که پاسخ به سؤالات ماها را می‌دهد کتابهای شهید مطهری است.
  شهید مطهری به روایت آیت الله خامنه ای
من خودم را شاگرد آقای مطهری می دانم و با ایشان دوستی صمیمانه و نزدیک داشتم . دوستی ما از پیش از انقلاب خیلی گرم و مهربانانه بود ، بارها اتفاق می افتاد که به منزل یکدیگر (منزل ایشان در تهران و منزل ما در مشهد) می رفتیم و روزها و شب ها با هم بودیم . روزی به ایشان گفتم : ” من شاگرد شما هستم .” تعجب کردند و گفتند : ” شما پیش بنده درس نخوانده اید .”
حقیقتاً هم بنده پیش استاد مطهری درس نخوانده بودم ، اما یکی از عناصری که بنیه اصلی فکر اسلامی من را پایه گذاری کرد ، سخنرانی های بیست سال پیش آقای مطهری بود. این سخنرانی های استاد مطهری برای کسانی که بخواهند در زمینه های اساسی اسلام چیزی بیاموزند ، مانند یک معلم کاربرد دارد .
می دانید که بیشترین نوشته های رایجی که الان از آقای مطهری در دست هست ، سخنرانی است . البته در اوایل سخنرانی ها شکل دیگری داشت، شاید یک کمی طلبگی تر بود ، بعدها چون حوزه کار ایشان وسیع شده بود و انواع و اقسام افراد به پای سخنرانی های ایشان می رفتند ، استاد ناگزیر مجبور بودند تا مقداری شکل سخنرانی ها را رقیق کنند .
به هر حال باید این نقش را خیلی مهم دانست که در حوزه ها ، تعداد زیادی از افراد و طلاب جوان ، تحت تأثیر تفکرات آقای مطهری بودند . این اواخر چند سالی بود که ایشان به قم رفت و آمد و در قم تدریس می کردند ، جزوه های درسی درست کرده بودند و در زمینه های فلسفی مباحث مربوط به هگل و فلسفه غربی و فلسفه اسلامی را بررسی می کردند . قبل ازانقلاب، استاد مطهری آرزو داشتند که روزی از دانشکده الهیات بازنشسته شوند و به قم برگردند ودرآنجا تدریس کنند، من نقش ایشان را در جهت دهی به حوزه های علمیه ایران بسیارمهم می دانم (گفتگو با روزنامه اطلاعات ، ۱۲/۲/۱۳۶۰)
مطهری (۲)
انتهای پیام

ارسال دیدگاه